
جمعیتی از مردم! بیشتر مردها سه تیغه کرده اند و با کت و کروات، دختر ها انگار مجلس عروسی آمده باشند... خیلی ها هم لباس راحت پوشیده اند.... بعضی ها هم چهره شان شهرستانی می زند، همه ایستاده اند و با خنده صحبت می کنند و عده ای هم وسط های جمعیت با حرارت مطلبی حالی هم می کنند.... بعضی ها هم تکه کاغذی دستشان است و مدام چکش می کنند...عده هم انگار از ساعتشان چیزی بخواهند مدام نگاهش می کنند.... اینجا تهران است، میدان فاطمی، رو به روی سالن بزرگ وزارت کشور...
عده ای اعتقاد دارند کار های شجریان بازتابی ست از شرایط اجتماعی سیاسی ایران، این را خود شجریان هم رویش تاکید می کند و اساسا تفاوت خودش را با دیگر هنرمندان هم جنسش همین مساله می داند. از این گذشته نگاهی به سیر کار های هنری استاد شجریان تائیدی بر این قضیه دارد. ارائه بسیاری از شاهکار های هنری و بحث برانگیز قبل از پیروزی انقلاب... در هیاهوی پس پیروزی، دوران سکوت و خفقان سیاسی اجتماعی سالهای هاشمی رفسنجانی، دوم خرداد و..... شجریان و دوستان و همکارانش جملگی شهادت می دهند که انتخاب اشعار یکی از مهم ترین مسائل در کارهای استاد است که همواره با وسواس زیادی انجام میشود همین ها مرا مجاب کرده است که این هنرمند ایرانی با اشعاری که انتخاب می کند با مخاطبانش حرف می زند این البته چیزیست که خود او هم کتمانش نمی کند... کنسرت اخیر استاد این خصوصیت را داشت که پس از مدت ها کار های جدیدی را ارائه کرد و طبیعتا من نمی توانم فارغ از توضیحات فوق به آن نگاه کنم و اصلا این هم یکی از دلایلی ست که این هنرمند بی همتای ایرانی را شایسته احترام می دانم....
کارهای استاد در کنسرت اخیرش در تهران بسیار غمگین بود....برای خیلی ها شاید ملال آور.... حتی تصنیف هایش هم دیگر شور و حالی نداشت... بسیاری از دوستان که البته کاملا دیدی غیر سیاسی دارند_و طبعا باید از ابتلا به سندرم "همه چی سیاسی بینی" مبرا باشند_ هم این نکته را دریافته بودند و تاکیدات بر برخی اشعار را مشکوک! می دانستند. از جمله کارهایی که اجرا شد:
اگر چه باده فرح بخش و گل بیز است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است
به آب دیده بشوییم خرقه ها از می
که موسم ورع و روزگار پرهیز است
مجوی عیش خوش از باژگون سپهر
که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است....
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور....
باد صبا بر گل گذر کن گل گذر کن گل گذر کن
از حال گل ما را خبر کن نازنین ما را خبر کن
با مدعی کمتر بنشین نازنین ای مهجبین
بیچاره عاشق ناله تا کی ناله تا کی
یا دل مده یا ترک سر کن ترک سر کن
شد خونفشان چشم تر من
پرخون دل شد ساغر من
ای یار عزیز مطبوع و تمیز
در فصل بهار با ما مستیز
آخر گذشت آب از سر من
ببین چشم تر من ببین چشم تر من
گل چاک غم بر پیرهن زد پیرهن زد پیرهن زد
از غیرت آتش در چمن زد در چمن زد در چمن زد
بلبل چو من شد در چمن دستانسرا بهر وطن
دیدی که ظالم تیشهاش را تیشهاش را
آخر به پای خویشتن زد خویشتن زد
شد خونفشان چشم تر من
پرخون دل شد ساغر من
ای یار عزیز مطبوع و تمیز
در فصل بهار با ما مستیز
آخر گذشت آب از سر من
ببین چشم تر من ببین چشم تر من
پ.ن. گاهی نارحتم می کند، شاید این آخرین کنسرت نابغه موسیقی ایرانی_ یا به قول اکید مریدانش_ خسرو آواز ایران باشد که این شبها آخرین اجراهایش را سپری می شود و می رود و مشخص نیست باز هم طرفداران یا بهتر است بگویم وفاداران به موسیقی اصیل ایرانی چنین تجربه ای برایشان تکرار می شود یا نه.... شایعات زیادی ست بر سر این حنجره تاریخی! م یگویند چند بار در کنسرت های آخرش در اروپا و کانادا صدایش از فرم خارج شده... در کنسرت های اخیرش در تهران هم .... آن شب هم دوبار در اجرای گام های بلند حنجره اش تاب نیاورد و متوقف شد! البته بلافاصله قوت صدایش را به رخ همگان کشد.... دوستی تاکید داشت در اجراهای زنده این اتفاق طبیعی ست.... بی شک این مرد فروتن و دوست داشتنی، خسرو آواز ایران است....
پ.ن. اینجا متن کامل اشعاری که در کنسرت اخیر استاد اجرا شد قابل دسترسی است همرا با گزارشاتی خواندنی از کنسرت
بسياري از عوامل در درازمدت تاثيرشان را روي سلامت مي گذارند که از آن جمله مي توان به امواج مغناطيسي و راديويي اشاره کرد.
چندي پيش ، مديرعامل موسسه حمايت از کودکان با ناهنجاري هاي مادرزادي با بيان اين که تشعشعات الکتريسيته از عوامل بروز ناهنجاري مادرزادي است ، مدعي شد حداقل فاصله علمي از تشعشعات الکتريسيته هزار متر است که البته در برخي مکان ها رعايت نمي شود؛ اما واقعا امواج مغناطيسي که امروزه تمامي زندگي ما را احاطه کرده است تا چه اندازه براي بدن ما مضر است.
در جامعه مدرن امروزي ، همه افراد در معرض مواجهه با ميدان هاي الکترومغناطيس هستند که اطراف تمام وسايل الکتريکي وجود دارند. مطالعات علمي پرسشهايي را درباره احتمال اثرات ميدان هاي الکترومغناطيس بر سلامت انسان ها مطرح کرده اند.
برخي مطالعات نشان مي دهد استفاده درازمدت از امواج آنتن هاي تقويت کننده يا قرار گرفتن در معرض آنها احتمالا مي تواند اثرات مخربي بر سلامت داشته باشد؛ اما صنعت ارتباطات که به نظر مي رسد به دليل مسائل اقتصادي در جهان ، اصل احتياط را کنار گذاشته ، اين استدلال ها را رد کرده است. خطرات تلفن هاي همراه به طور جدي از زماني مطرح شد که فردي در فلوريداي امريکا در سال 1993 از همسرش که داراي تلفن همراه بود شکايت کرد. اين فرد مبتلا به تومور مغزي شده بود.
من بر خودم لازم می بینم تمام شدن مرحله دوم انتخابات مجلس را به عموم ملت عزیز ایران، احزاب ،گروه ها، تشکل ها و دیگر دستک دمبک های دموکراسی خواه یا ناخواه و خودم تبریک عرض کنم. عزیزان زحمت کشیدند فعالیت کردند؛ زیاااااااد! خسته نباشید بگویم و تشکر کنم از عزیزان اصلاحاتی که به قول آقای حضرتی برای دفاع از حقوق مردم با تمام توان در انتخابات شرکت کردند و با شرکت مظلومانه و سربه زیر در انتخابات با چنگ و دندان از حقوق ملت دفاع کردند...ای ولله دست مریزد شرمنده کردید! اجرتون با خود آقا به حول و قوه الهی... حالا نتیجه هم که خیلی مهم نیست به هر حال از تمام نیروهای اصلاح طلب از این ورش تا اون ورش کل یوم این جوانک رعنا و نماد برازنده اصلاح طلبی آقای محجوب رفت مجلس که بد هم نیست! شما فکر کن همین هم نمی رفت! ان شالله مبارک است من به نوبه خودم به برادران اصلاح طلب _البته نه به خاطر این پیروزی عظیم که به دلیل آن ائتلاف مبارک ومیمون که آثار و برکاتش ما را مشحون عرفان و محضوض از برادری و برابری کرده است_ تبریک مجددی می گویم و احیانا اگر کسانی هستند که متوجه این آثار و برکات نیستند تا انتخابات بعدی کمی صبر کنند تا ببینند چه طور این ائتلاف ها مثل غول چراغ جادو یا به قولی سوپرمن به کمک دموکراسی و نجات ملک و مملکت می آید و اگر خوب در انتخابات بعدی خبری نشد، خوب؛ در انتخابات بعدی و به هر حال اگر باز هم نشد در انتخابات بعدی و به حول و قوه الهی بعد از 800 سال ائتلاف موثر ان شالله که خیر است!
نکته دیگر اینکه باید عرض کنم که فی الواقع ادامه این انتخابات عمیقا به ضرر دموکراسی در ایران بوده و هست... نگاه کنید عزیزان این دوستان و عزیزان ما واقعا امید آینده ی ما برای تغییرات آرام و کم هزینه هستند به حول و قوه الهی... واقعا حیف است... شما یک لحظه فکر کنید که انتخابات مثلا 10 مرحله طول بکشد. خوب؛ این دوستان مجبورند در این انتخابات عین ده مرحله شرکت کنند با انگیزه و توان زیاااااد. خوب اینها هزینه دارد... هزینه مالی دارد... هزینه انسانی دارد اینها از لحاظ مالی در تنگنا هستند... حالا این به کنار! از نفس می افتند این بندگان خدا 10 مرحله انتخابات را یک نفس کار کنند و تبلیغات و سخنرانی از همه بغرنج تر و خطیر تر بیانیه دادن آن هم تحلیلی و تفصیلی و ایرادات اساسی و ساختاری را متوجه حاکمیت کردن .... این می شود که بعد از مثلا 10 مرحله انتخابات دیگر نه از تاک نشانی خواهد ماند نه از تاک نشان نه اصلاح طلبی می ماند که رمق و مال اصلاحات داشته باشد و دیگر بالتبع نه اصلاحاتی... این خطر ناک است! فی المثل شما نگاه کنید این آقای جهانگیری که مرد محترم و با سوادی ست... بسیار ایشان و ستاد ایشان مرحمت کردند زحمت کشیدند زیاااااااااد! و کار کارشناسی کردند، برای مرحله دوم و نتیجه این شد که دیدند اشکال ظاهرا از ابعاد پوستر ها بوده که مرحله اول رای نیاوردند. ابعاد بنر ها شد 5 برابر! حالا شما ببین این انتخابات می رفت تا مرحله دهم طول می کشید ابعاد بنر ها می شد چقدر؟! زیاااااااد! از همچین تابع نمایی سر در می آورد که رسم منحنی اش با matlabo و maple هم نمی شد انجامش داد! این ها همه هزینه دارد و باعث برشکستکی میشود.... این می شود که در و تخته حزب و تشکیلات و تعلقاتش را می بندند می روند برای انتخابات بعدی به حول و قوه الهی! چرا؟ خوب دیگر چیزی نمانده بشود باهاش سیاست ورزید!!!
این را هم بگم. گفتم "مجبور"؛ یاد یک حکایتی افتادم. یکی از هم وطنان عزیزمان که از قضا از هم شهری های اقای تاج زاده هم هست و نسبتی هم با ابراهیم نبوی دارد! نقل می کرد که یک روز رفته بوده اند دریا که ظاهرا کوسه ای به ایشان تعرض می کند و از ایشان با شنا فرار و از کوسه اصرار همین که کوسه نزدیک ایشان می شود عنقریب بود که اشان را بگیرد ایشان می گفت من رفتم بالای درخت به حول و قوه الهی! معترض ایشان شدیم که وسط دریا درخت کجا بود عزیز... که بنده خدا می گفت: بابا من مجبور بودم،مجبور!
نکته ی آخر اینکه اگر این روزها برق نیست گاز کم است آب کم است....اینترنت اوضاعش مساعد نیست یا به قول جوان های امروزی اوضاعش درام است به هر حال همه جای دنیا هم همین است بلکه بد تر! شما که نبودی که حرف می زنی! خوب من هم نبودم! اما همه اینها فدای سر آرمانها! یک نکته هم در مورد آرمانها عرض کنم که اهمیتش برای شما روشن شود این روز ها در خبر ها بود و اسنادی منتشر شده در رابطه با آرمانها که ظاهرا اون شهید بزرگوار آیه اللهِ بهشتی ملاقاتی داشته اند با سفیر آمریکا در تهران، یک هفته قبل از تسخیر لانه جاسوسی یا فی الواقع همون اشغال سفارت آمریکا و ظاهرا از تمایل رهبر انقلاب در رابطه با تعامل ایران با آمریکای جهان خوار یا همون ایالات متحده حرف هایی زدن که ان شالله این هم خیر است ان شالله! به به! به به! شعری هم به دست من رسیده از استاد طوفان که براتون می خوانم به حول و قوه الهی:
میز ریاست برای سرهنگ های قدیم
قطعنامه 10 عدد
پول اجاره خانه را باید بدهیم پول گوجه جدا
گاز، برق، آب، اینترنت... نم کشیده
پول بنزین را باید بدهیم پول نفت کجا؟!
آرمان ها و دیگر هیچ...
داشتم می گفتم :" خودش یه قدم رو به جلوست که آقا گفته انقلاب و جمهوری اسلامی نوآوریه ما تا قبل از این فکر می کردیم انقلاب و جمهوری اسلامی بر گرفته از نص صریح کلام خداست ولی نوآوری ناچار مربوط به انسان است و در علم و کلام خدا که از اول تا آخر یکی ست و لایتغیر نو آوری محلی از اعراب ندارد"
گفت:"عجب!"
گفتم : "آره قربونت! هر امر بشری خطاپذیر و قابل نقد وهر نوآوری روزی کهنه و قابل تغییر و تعویض است این یعنی چراغ سبز رهبری برای نقد و حتی براندازی نرم!!!"
گفت:"عجب"
گفتم: "حالا باید دید کیهان و اداره امور براندازی نرم با این اشاره ظریف آقا چه میکنن یعنی؟!"